یار مهربان

مسجد ابولفضل حسن آباد مشیر یزد

یار مهربان

مسجد ابولفضل حسن آباد مشیر یزد

شما دینتون رو فروختین و ما خریدیم

بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه
خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق.
صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود......

افسران - دوستان پیشنهاد میکنم بخونید ...

  


صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت
بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت.

اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی
نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! 

بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون
هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی
از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای
زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت
رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور
می‌خوای زندگی کن!» 

خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت،
نگاهی به صندق‌دار کرد…

روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن
چهره اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت: 
من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است.اینجا وطنم…

شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد